السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

12

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

است ، و همه خردمندان به مدد آن نيرو در مىيابند كه در آنان گوهر و عرض و عقل و نفس و روح آفريده شده است . اگر به زبان حال از جواهرى كه در ما آفريده شده است بپرسى كه آيا آن جواهر يا گوهرهاى هستى در آفرينش اشياء سهمى داشته‌اند يا نه ، به بيان حال از آنها مىشنوى كه مىگويند اگر ما را چنين قدرتى بودى از چيره گى رويدادها و دگرگونيها و گردش احوال در خود ، جلوگيرى مىكرديمى ، و لگدكوب اين همه حادثه ناگوار و بلاهاى گوناگون نمىشديمى . حتّى مىشنيدى كه به زبان حال مىگفتند ما حتى نمىدانيم از چه اجزايى و اجرامى ساخته شده‌ايم و آسيب پذيرى ما از كدام زاويه و چه اندازه است ؟ اگر نزد « اعراض » اين پرسش را طرح كنى مىشنوى كه مىگويند ما فرع جواهريم و انعكاس وجود اوييم . اگر جسمى كه ما سايه آنيم نباشد وجود نخواهيم يافت . پس ، ما از جواهر ناتوانتريم و سايهء وجود آنيم . و بالجمله اگر از عقل و روان و جان همين پرسش را به عمل آوريم خواهند گفت كه همانا ناتوانى بر ما غالب است ، فراموشى و مرگ و خاكسارى و سستى بر ما دست تسلط دارد و ما همه سر به فرمان ديگرى هستيم كه ما را به مشيّت خود آفريده است و دگرگون مىسازد ، و در هر زمان به شكلى ديگر در مىآورد . پس آنگاه بر تو مسلم مىگردد كه در مجموعه عظيم هستى ، همه و همه از جواهر و اعراض و نفوس و عقول و ارواح و اشكال و صور ، و همه موجودات ، همه مصنوع آفريدگارى هستند منزه از هر گونه ناتوانى و نياز ، و بر كنار از هر گونه دگرگونى و نقل و انتقال كه همه موجودات جز او دستخوش